منم راهبر عشق ، باده ی جان و بهره ی دل . منم گل سرخی که به هنگام
جلوه ی روز ، شکوفا می شوم ، دخترکی مرا بر می گیرد ، می بوسد
منم لبخند پر طراوتی که بر لبان معشوقه می نشینم ، عاشق جوان
مرا می بیند ، خستگی ها را از یاد می برد و زندگی اش به جولانگاه
رویاهای دلنشین مبدل می گردد .
منم الهام بخش سرایندگان ، راهنمای صورتگران و آموزگار موسیقی دانان .
سر بر سجده می گذارد ،نیایش می کند و خدای را به عظمت یاد می کند .
من همانند روزگار ، " امروز " را آباد و " فردا " را ویران می کنم .
از نفس گل بنفشه پر طراوت تر و از طوفان ، سهمگین ترم .
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 21:16  توسط مهناز
|
