در افسانه ها از پرنده ای شگفت انگیز یاد شده است . . .
پرنده ای که تنها یکبار در طول زندگیش آواز می خواند . . .
از بدو تولد او به دنبال خارزار است و تا آنرا نیابد آرام ندارد
آنگاه که یافت تیزترین و بلندترین خار را انتخاب می کند
و خود را به میان آن خار می افکند . . .
و زیباترین آواز را سر می دهد تا جائیکه جان می سپارد . . .
و بلبلان و چکاوکان با مرگ او آواز سر می دهند . . .
او تمام زندگی خود را به یک آواز می بازد . . .
آوازی که همه آن را می شنوند . . .
و خداوند و فرشتگان نیز در آسمانها گوش فرا می دهند
و لبخند بر لبانشان جاری می گردد . . .
