هدف از اختصاص چنین پستی در وبلاگ نگرانی بسیاری از مسئولین مسائل روانی با مشکلات جنسی که در
جامعه بروز نموده است ، می باشد ، و اینکه چون بسیاری از خوانندگان این وبلاگ از جمله افراد آگاه و
تحصیلکرده جامعه می باشند لذا بر خود واجب دانسته که به بررسی این انحرافات پرداخته تا جوانان با
شناخت و آگاهی هرچه تمام تر در برخورد با این چنین مسائلی اقدام نمایند .
ایجاد میل جنسی همسان روندی است حاکم بر میلهای بیولوژیک دیگر ، از قبیل گرسنگی و تشنگی .
مراکز جنسی مردان و زنان ، معمولا" توسط هورمونها و یا بر اثر محرک جنسی خاصی تحریک می شوند .
هنگامی که چنین تحریکاتی رخ می دهد ، به فرد احساس " جنسی " که همان میل یا اشتهای جنسی است ، دست می دهد . اگر از فعالیت مراکز جنسی ، به دلیل جسمی یا روانی بازداری شود ، میل جنسی فعالی نخواهیم داشت . در این صورت ، اشتهای جنسی خود را از دست می دهیم و به " بی اشتهایی روانی " دچار می شویم .
مدارهای جنسی در سیستم لیمبیک مغز قرار دارد و هر دو جنس زن و مرد ، برای کارکرد سالم مراکز جنسی و در نتیجه داشتن میل جنسی ، به مقدار معینی تستسترون نیاز دارند .دو انتقال دهنده سروتونین و دوپامین به ترتیب کارکرد بازدارنده و محرک را به عهده دارند .
میل جنسی نه تنها ممکن است به علت عوامل جسمانی ، بازداری یا تحریک شوند ، بلکه عوامل روانی مانند
ترس ، خشم ، افسردگی ، تعارضات روانی ، استرس و بعضی از بیماریها و داروها نیز بر مدارهای جنسی تاثیر می گذارند . " میل جنسی بازداری شده " به چهار گروه فرعی بالینی تقسیم شده اند :
بازداری اولیه ، بیمار در طول عمر ، میل یا کشش جنسی چندانی ندارد .
بازداری ثانویه ، عدم میل جنسی پس از سالها میل طبیعی ، به وجود می آید .
بازداری کلی ، یعنی از دست دادن کامل میل جنسی .
بازداری محیطی ، از دست دادن میل جنسی در موقعیتها یا محیط خاص .
انحرافات جنسی را می توان از جهتی مربوط به سرکوبی شدید یا غیر عادی میل جنسی دانست . در گذشته انحرافات جنسی را مربوط به ارتباط ناسالم شخص با موقعیت ، شیئی یا شخص خاصی می دانستند و بر نوع محرک خارجی در برانگیختن تمایلات انحرافی در افراد تاکید می کردند . لکن اخیرا " بیشترین تاکید معطوف بر روند الگوی بازداری است نه ماهیت و کیفیت محرک . بیماران مبتلا به انحرافات جنسی ، از ابراز تمایلات سالم به جنس مخالف احساس خطر می کنند ، و رفتار انحرافی به آنها امنیت بیشتری می دهد .
بدین ترتیب ، میل جنسی آنها فقط در ارتباط با جنس مخالف بازداری می شود .
انحرافات جنسی به سه دسته عمده تقسیم شده اند :
اختلال در هدف جنسی ، اختلال در موقعیت جنسی و اختلال در هویت جنسی .
اختلالات مربوط به هدف جنسی
شیئی پرستی جنسی یا فیتیشیسم
شامل جانشین کردن شیئی به جای دستگاه جنسی طرف مقابل ، جهت تحریک شدن است . به افرادی که مفر آنها کلا" یا اختصاصا" بر اثر تحریک اشیا ء است ُ فیتیشیست می گویند .
شیئی انتخاب شده ، چه در خیال و چه در واقعیت ، به بدن انسانها مربوط می شود . این اشیا ء متنوع هستند و معمولا" شامل کفش ، جوراب زیر پوش ، دستمال و مانند آن می شوند . اشیاء مورد انتخاب بیمار در اصل به فردی تعلق دارد که بیمار در کودکی با او رابطه نزدیکی داشته است . این بیماری غالبا" در دوره نوجوانی ظهور می کند .
تغییر نقش جنسی از طریق لباس ( ترانسو ستیسم )
فرد بیمار ، برای تحریک شدن از پوشیدن لباس جنس مخالف استفاده می کند . اغلب این افراد هم جنس گرا نیستند و ازدواج هم می کنند . این بیماری در بین مردها بسیار متداولتر از زنها است . علت اصلی این بیماری ، نوع ارتباطی است که اولیاء بیمار و به خصوص مادر ، با او دارد .
زوفیلیا
عمل جنسی بین انسان و حیوان است . این بیماری در روستاها بیشتر از شهرها پیش می آید . غیر از علت اجتماعی ، دلیل روانی عدم قدرت در برقراری رابطه سالم با جنس مخالف است .
بچه بازی ( پیدوفیلیا )
جنایات جنسی بر علیه کودکان ، درصد بزرگی از انحرافات جنسی را شامل می شود . این عمل معمولا" به دو صورت انجام می گیرد : رابطه جنسی با کودکان دختر و ارتباط جنسی با کودکان پسر .
علت اصلی این انحراف ، نارسایی شخصیت روانی – اجتماعی فرد است . گاهی نیز واکنشی است در برابر اختلالات زناشویی ، تنهایی شدید و محرومیتهای زیاد . علت روان – پویایی این بیماری ، مربوط به منش کودکانه و نارسیستیک فرد است .
همجنس گرایی
این یک واقعیت فیزیولوژیک است که از نظر ساختمان جنسی ، تمام افراد تا حدی دو جنسی هستند . اما بروز این ناهنجاری بستگی به شرایط زیستی و محیطی فرد دارد . یکی از انواع همجنس گرایی ، شبه همجنس گرایی یا همجنس گرایی تصادفی است ، در افرادی پیش می آید که امکان ارتباط سالم با جنس مخالف را ندارند از آن جمله کسانی که در زندان ، سربازخانه و مدارس شبانه روزی ( و امروزه در خوابگاههای دانشجوئی ) زندگی می کنند . در دیدگاه روانکاوی علت اصلی را تنفر از جنس مخالف بیان نموده اند .
اختلالات جنسی محیطی
چشم چرانی جنسی ( ویریسم )
این ناهنجاری اختصاص به مردان داشته و شامل نگاه کردن از روزنه ها به محوطه ای است که در آن زنی در حال بیرون آوردن لباس یا عمل جنسی است . تحریک جنسی این بیماران ، از طریق عمل چشم چرانی است .
عورت نمایی
اوج وقوع این ناهنجاری در سالهای میانه بیست سالگی است . این عمل معمولا " در ملاء عام انجام می شود .
عمل استمناء اغلب بعد از این عمل صورت می گیرد. جلب توجه عاطفی زنان و نیز ترساندن و متعجب ساختن آنها برای این مردان منحرف ، بسیار مهم است . شخصیت این افراد غالبا" وسواسی است . فشارهای روانی – اجتماعی به ازدیاد این عمل کمک می کند .
خود آزاری ( مازوخیسم )
در این اختلال تحریک جنسی در اثر آزار دیدن شخص صورت می گیرد . علت این امر ، احساس گناه شدیدی است که فرد از گذشته نسبت به امور جنسی داشته است . این بیماری اغلب در زنان دیده می شود ، در بعضی موارد ، آزار جسمی به حدی می رسد که حیات شخص را به خطر می اندازد .
سادیسم
میل آزردن دیگران توام با شهوت و ارضاء جنسی است . این افراد به 2 دسته تقسیم می شوند . یکی آن عده که گاه در تخیل خود تصور رابطه جنسی توام با دیگر آزاری را تصور می کنند و از این طریق تحریک جنسی می شوند . دسته دیگر شامل قاتلان جنسی است . این افراد دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی و اسکیزوفرن می باشند . یکی از علل تلفنهایی که افراد بیمار به زنهای ناشناس می کنند این ناهنجاری است .
اختلالات مربوط به هویت جنسی
جا به جایی جنسی ( ترانس سکسوالیزم )
شخص مبتلا شدیدا " خواستار تغییر جنسیت از نظر بیولوژیک توسط عمل جراحی می شود . این بیماری در مردان بیشتر از زنان بوده و جهت درمان عمل جراحی در صورت امکان بر روی فرد انجام می شود در غیر این صورت به روان درمانی بسنده می گردد .
در بررسی سبب شناسی این اختلالات به دو دسته عوامل روانی و عوامل فرهنگی و اجتماعی اشاره شده است .
از جمله عوامل روانی می توان به علل : محرومیت از رابطه جنسی طبیعی ، انزوای دوران کودکی ، اتفاقات خاص دوران کودکی و نوجوانی ، اضطراب اخته شدن ، تثبیت و بازگشت ، نقش سازی جنسی نادرست و شکست در همانند سازی ، عدم اطلاع صحیح و بازداری شدید و ترس از مسئولیت اشاره نمود .
